
چطوری سخنرانی های خودمونو شروع کنیم که جذابیت فوق العاده زیادی داشته باشه و از همون اول اصطلاحا بتونیم مخاطب رو سر جای خودش میخکوب کنیم؟
تو کلاس هایی که تو این حدودا ۴۵ روز برگزار کردیم، این سوال رو خیلی از افراد میپرسیدن. و به جرات می تونم بگم که این سوال یکی از اصلی ترین سوالات همه سخنران ها به حساب میاد. و مطمئنم که شما هم این سوال رو چندین بار از خودتون و یا از اساتیدتون پرسیدین.
امروز می خوام جواب این سوال رو به صورت خیلی کوتاه خدمت شما عرض کنم. ( البته جواب این سوال رو به صورت کاملا مفصل و روانشناسی شده در فصل دوم از دوره جامع آموزش سخنرانی و فن بیان خدمت شما میگیم.)

چطوری سخنرانی های خودمونو شروع کنیم که جذابیت فوق العاده زیادی داشته باشه و از همون اول اصطلاحا بتونیم مخاطب رو سر جای خودش میخکوب کنیم؟
تو کلاس هایی که تو این حدودا ۴۵ روز برگزار کردیم، این سوال رو خیلی از افراد میپرسیدن. و به جرات می تونم بگم که این سوال یکی از اصلی ترین سوالات همه سخنران ها به حساب میاد. و مطمئنم که شما هم این سوال رو چندین بار از خودتون و یا از اساتیدتون پرسیدین.
امروز می خوام جواب این سوال رو به صورت خیلی کوتاه خدمت شما عرض کنم. ( البته جواب این سوال رو به صورت کاملا مفصل و روانشناسی شده در فصل دوم از دوره جامع آموزش سخنرانی و فن بیان خدمت شما میگیم.)
اما قبل از اینکه وارد بحث اصلی بشیم، بهتره اول جواب هایی که بیشتر افراد و اساتید برای این سوال میدن رو بررسی کنیم.
خوب یه سری جواب هاتو این اواخر خیلی مد شده و احتمالا شما هم این جواباروشنیدین. چند مورداز جواب هاییکه خیلی از افراد میگن اینه که:
البته روش های دیگه ای هم برای شروع سخنرانی وجود داره، مثلا استفاده از جملات متناقض با باور مخاطب. سوال پرسیدن، اشاره به وقایع تاریخی. استفاده از جملات غیر منتظره و... اما ۴ تا روشی که گفتیم، یعنی شعر، سخن بزرگان، داستان، و سلام و احوال پرسی، رایج ترین و محبوب ترین روش ها بین سخنران های ایرانیه. به خصوص مورد آخر. بیشتر سخنران های ایرانی دوس دارن اول با مخاطب خودشون احوال پرسی کنن و بعد برن سر اصل مطلب.
اما برگردیم به سوال اول: به نظر شما کدوم یکی از این ها برای شروع سخنرانی خوبه؟ کدوم یکی از این روش ها میتونه مخاطب رو از همون لحظه اول سر جای خودش میخ کوب کنه؟
قبل از اینکه جواب این سوال رو بدم، بهتره به یه سوال کوچیک و یه سوال خیلی خیلی مهم توجه کنیم.
سوال کوچیک: منظور از میخ کوب کردن مخاطب، دقیقا چیه؟
میخ کوب کردن مخاطب، یعنی اینکه شما بتونین توجه مخاطب رو به صورت کامل به خودتون و حرفاتون منعطف کنین. و مغز مخاطب با تموم انرژی و با تموم تمرکز به حرفای شما گوش بده. یعنی مخاطب سرتاپا گوش بشه.
حالا سوال خیلی خیلی مهم: چه زمانی این اتفاق میافته؟ چه زمانی مغز ما متمرکز میشه؟ چه زمانی ما بر روی یک چیزی تمرکز می کنیم؟؟؟ حالا اون چیز ممکنه حرفای یه نفر باشه، ممکنه یه طرح تبلیغاتی باشه، ممکنه یه فیلم باشه، و ممکنه در سخنرانی، سخنران و حرفاش باشه.
جواب: جواب رو از زبان خانوم دکتر جولی شوارتزبارد میگم:
ایشون میگن: مغز ما سطوح مختلف توجه داره. که بالاترین سطح توجه و تمرکز زمانی اتفاق میافته که مغز یک عامل ارزشمند برای توجه کردن پیدا کنه. اما عامل ارزشمند چیه؟ عامل ارزشمند عاملیه که با شما، کار شما، روابط شما، علایق شما، آینده شما و در حالت کلی با زندگی شما ارتباط داشته باشه. با توجه به این نکته، حالا پایین ترین سطح توجه چه زمانی اتفاق میافته؟ زمانی که یک عامل غیر مرتبط با زندگی شما وجود داشته باشه. که تو این حالت مغز شما اون عامل رو تو همون لحظات اول حذف می کنه. یعنی بش توجه نمی کنه. چون مغز شما دلیلی نمی بینه که به اون عامل توجه کنه.
پس به صورت خلاصه، وقتی که مغز شما یه عامل مرتبط ببینه یا بشنوه، بش توجه می کنه. و وقتی یه عامل غیر مرتبط ببینه یا بشنوه، بش توجه، نمی کنه.
حالا میرسیم به نتیجه همه این بحث ها:
اگه شما موقع شروع سخنرانی بتونین مخاطب رو وادار کنین که این جملات رو تو ذهن خودش بگه، شما تونستین که از همون اول مخاطب رو سر جای خودش میخ کوب کنین. و تا زمانی که شما اون ارتباط رو حفظ کنین، یعنی حرفایی بزنین که به زندگی مخاطب ارتباط داره، مخاطب نمی تونه توجهش رو از شما بگیره. و اونجاس که بدون اینکه شما بگین، مخاطب خودش موبایلش رو سایلنت می کنه، اینترنتش رو آف می کنه، یه قلم و کاغذ برمیداره و شروع می کنه به یادداشت کردن حرفای شما
برچسب:
نویسنده: شیدا پارسامنش